ترنم 15 ماه شد
سلام به دختر شيرينم و همه دوستاي خوبمون
ببخشيد دير اومدم ، واقعا تو مسافرت تنظيم وقت كار سختي همين جمعه يعني 31 شهريور مسافرت ما هم تموم ميشه و بر ميگرديم كيش ، واي كه چقدر دلم براي خونه تنگ شده .
ترنمي من ، شما توي اين مدت كلي كارهاي تازه ياد گرفتي و كلي شيرين تر هم شدي ، سعي مي كنم تا جايي كه يادم مي ياد برات بنويسم
اعداد رو ياد گرفتي يك ، دو ، سه ، چار ، پن، شيش، هف ، و ده رو مي گي البته هر دفعه با يك ترتيب متفاوت ولي وقتي از پله ها بالا ميري يا ميخواي تو خيابون من و بابايي دستاي شما رو بگيريم و بلند كنيم و يا داري كيف آرايشي ماماني رو دونه دونه خالي ميكني يك تا سه رو خوب ميخوني .ديگه خيلي بامزه با نچ نچ و حركت دستات كه پدر جون يادت دادن با گربه ها بازي مي كني و صداشون مي زني و حتي اصرار مي كني كه شما رو ببريم بيرون و با همين حركت نشونمون ميدي كه مي خوام با گربه بازي كنم.(البته من كه از گربه مي ترسم طوري كه ترسم به شما منتقل نشه سعي ميكنم نگزارم كه خيلي نزديك گربه ها بشي).كلي برامون مدل هاي جديد ميرقصي ، اداي ببر رو در مي ياري ،يك جورايي هم كلي خودسر هستي و اگر كاري بر وفق مرادت نباشه يك اااااااااااااااااا بلند به نشانه اعتراض ميگي ، همش هم در حال حرف زدني كه مفهوم نيست ولي شما طوري صحبت مي كني كه انگار جمله بندي روي اصول داري و توقع داري كه ما كاملا متوجه بشيم
. به آب هم ميگي اُبه ،به بله ببه،به ترنم ت ت ، به نيست هم ميگي ني يه . و كلمه اين چي رو هم يك بند تكرار ميكني هر چيز كه براي شما نا آشنا باشه بلافاصله مي گي اين چي ؟ عاشق حركت دستات هستم كه موقع صحبت كردن يك دم ازشون استفاده مي كني ، كاربرد كلمه نه رو هم به خوبي بلدي.وقتي ميگم ترنم لباست رو بيار تنت كنم (چه شلوار يا پيراهن و ...و كفش) به خوبي ميشناسي و مياري و خودت هم ميشيني و كمك مي كني كه تنت كنم . كلمه مال منه رو هم خيلي خوب ودر موقع خودش استفاده ميكني. همچنان از توي ماشين نشستن حسابي بدت مي ياد كه مجبورم با ايپد سرت رو گرم كنم كه حتي با وجود اين هم كلي نق ميزني . عادت داري كه هر روز بيرون بري و اگر نه كلي بد اخلاق ميشي ، و اصلا خلوتي رو روست نداري و وقتي من و شما فقط خونه هستيم يك ثانيه هم از من فاصله نميگيري و براي ينكه قدم هاي من تند تره و مي ترسي كه مبادا يك قدم جا بموني همه اش اصرار داري كه بغلم باشي.
واي سعي كردم كه تند تند بنويسم كه يادم نره ولي مطمئنم كه كليش رو هم فراموش كردم كه وقتي يادم افتاد اضافه ميكنم .دختر قشنگم كلي همه شمار و دوست دارم و خيلي براي خودت جا تو دل همه باز كردي ، الان هم يك كم سر ما خوردي ، از خدا مي خوام كه هميشه شاهد سلامتي و موفقيتت باشم ،خيلي خيلي دوستت داريم.
راستي 15 شهريور تولد بابايي بود كه رفتيم SPU تو دركه كلي خوش گذشت و شما هم كلي برامون رقصيدي . راستش فقط فيلم گرفتم و اگر نه عكسش رو برات مي گذاشتم .
و اينكه 22 شهريور هم رفتيم عروسي پسر عمه بنده ،آقا مهدي كه اونجا هم شما كلي رقصيدي و اصرار داشتي كه حتما هم روي صن برقصي چون رقصه نور داشت بعد از اون هم خونه عمه جون Dj آورده بودن كه كلي تعجب كرده بودي و كلي هم ذوق كه هم شلوغي محيا بود كه شما عاشقشي و هم آهنگ هاي شاد كه خلاصه تركوندي 



پس تا پست بعدي كه قول ميدم خيلي طول نكشه 



ترنم 15 ماه شد
